جانبازان اعصاب و روان

چشم انداز تاریخی علم نشان می دهد که انسان در وادی جسم ، روان و اجتماع سکنی گزیده است
و جز این گریزی نداشته و ندارد. هر یک از این ابعاد در طول تاریخ بشریت دستخوش تحولات
و آسیب های درونی و بیرونی بوده و هست و خواهد بود.شاید تعجب کنید که حد اقل نیمی از
سه میلیون سربازی که در جنگ شرکت کرده اند
دچار مشکلات شدید روانی هستند. یکی از مسائل و مشکلاتی که در طول جنگ و پس از جنگ و حتی سالهای بعد از آن می تواند ادامه یابد
مساله بیماری روانی ناشی از جنگ است . چنین بیمارانی مجروحانی هستند که دچار صدمات جسمی ، روانی و عاطفی شده اند
که سخت نیاز به حمایت دارند. جانبازان اعصاب
و روان فرصت های زندگی را از دست داده اند جوانی
و سلامت جسمی و روانی خود را بدون هیچ چشم داشتی در راه وطن تقدیم کردند و امروزه
شایسته است که به خوبی مورد احترام واقع شوند و افراد جامعه در مقابل آنها احساس مسئولیت
داشته باشند و سازمان مربوطه هم به خوبی از آنها حمایت کند.در این نوشتار قصد داریم
بخشی از مشکلات این جانبازان که حاصل یک تحقیق است را یاد آور شویم و امیدواریم این نوشته مرهمی بر تن و روان خسته این عزیزان باشد.
جنگ تحمیلی 8 ساله علیه
ایران از یک سو موجب وارد آمدن صدمات بسیار گسترده بر ساختار اجتماعی و اقتصادی کشور و از سوی دیگر موجب بروز جراحات روانی متعددی
بوده که پس از جنگ مدت ها گریبان گیر آسیب دیدگان
بوده و خواهد بود. در کشور ما بیش از تعداد 40 هزار جانباز اعصاب و روان وجود
دارد که البته این رقم با احتساب افراد خانواده این جانبازان بیش از
100 هزار نفر خواهند بود چرا که اعضای خانواده به طور مستقیم با این مشکلات
درگیر هستند و نیاز به حمایت دارند. اما شایع ترین اختلال در این گروه از جانبازان،
(PTSD)
است و تقریباً تمام جانبازان
اعصاب و روان دچار این عارضه هستند یعنی دارای
اختلال استرس پس از سانحه میباشند که ناشی از عوارض جنگ تحمیلی است که برای
افرادی که مستقیما یا به طور غیر مستقیم در صحنه جنگ حضور داشته اند به وجود می آید.برای آنها بیمارستان های روانپزشکی
در نظر گرفته شده است. اما به نظر می رسد که مهمترین حامی این جانبازان خانواده ها
ی آنها هستند که نیاز به حمایت و تشویق دارند تا بتوانند در منازل خود با استعانت
از پزشک، مددکار و روانشناس به این جانبازان کمک کنند.تفقد از حال جانبازان همواره
یکی از تکالیف و تعهدات ما در مقابل ایشان است. در میان ایشان جانبازان اعصاب و روان
به خاطر شرایط خاصی که دارند از مظلومیت مضاعفی برخوردارند و ضمن اینکه خانواده های
ایشان نیز شریک دردهای جانباز هستند. اگر از نزدیک با این خانواده ها ارتباط داشته
باشید می بینید که هرگونه مشکلی که در زندگی
امروز ما وجود دارد برای ایشان هم هست. کسی که دندان درد دارد، می فهمد و به دندان
پزشک مراجعه می کند اما جانباز اعصاب و روان اصلا متوجه درد در بدنش نمی شود و اعصاب دردی ایشان کار نمی کند. پزشک ها و روانشناسان
تلاش می کنند تا بفهمند چه مشکلی برای این جانباز اتفاق افتاده تا هم داروهایش را مشخص
کنند و هم درمانش جهت دار شود. بدیهی است یک
عضو از خانواده با چنین معلولیتی ناشی از جنگ انسجام خانواده را تحت تاثیر قرار داده
و منجر به بروز مشکلات روانی و سلب امنیت و آرامش خود و سایر اعضای خانواده می گردد.
همانطور که مطرح شد اینگونه اختلالات روانی افراد بی تاثیر بر سایر اعضای خانواده بخصوص
همسر نمی باشد و اینکه شرایط استرس و فشار روانی ناشی از جنگ و دوری شوهر از خانواده
از سایر اعضا بی تاثیر نبوده است. نتایج تحقیق
بر روی همسران جانبازان اعصاب و روان و مقایسه آنها با همسران بیماران اعصاب و روان نشان داد
که میزان اضطراب در بین دو گروه متفاوت است و به عبارت دیگر همسران جانبازان اعصاب و روان از
همسران بیماران اعصاب و روان دارای اضطراب بیشتری بودند. بنابر این چنین خانوادههایی نه تنها در نگهداری و حمایت از
جانباز مشکلاتی دارند بلکه خود نیز در تعامل با سایر اعضای جامعه مشکلات پیچیده تری
دارند چرا که با دقت در این جمله می توان به
عمق مشکل پی برد «چرا هرکس می فهمد من بابام جانباز است از من دوری می کند!!».جامعه
نیاز دارد با درونی کردن یک سری از مؤلفه های
صحیح فرهنگی به تغییر در نحوه نگرش و تعامل اجتماعی با چنین خانواده هایی
بپردازد و باید باور کرد که اینها قهرمانهای
جنگ اند.که البته این قهرمان ها در بسیاری از مراکزدرمانی، با گمنامی زندگی می کنند. در پژوهشی که نمونه ی 100 نفری از جانبازان اعصاب و روان در آن شرکت داشتند سوالاتی در پنج بعد در خصوص مشکلات عاطفی، مالی، شغلی ،درمانی و بهداشتی
از آنها پرسیده شد. از این تعداد 96 درصد متاهل
با میانگین سنی 44 سال و 53 درصد کم سواد و تنها 19 درصد آنها شاغل بودند.یافته
های پژوهش حاکی از آن است که این جانبازان به ترتیب اهمیت با مشکلات شغلی و مالی ،
سپس عاطفی ، بهداشتی و درمانی مواجه هستند.
این تحقیق نشان می دهد که در راس همه
مشکلات این مشکل مادی و شغلی است که این جانبازان و خانواده های آنان با آن دست به
گریبانند. جانبازان اعصاب و روان، خانواده خود را در تنگنا قرار می دهند، خانواده به
شدت در فشار مریضی جانباز وعوارض ناشی از آن هستند. اکثر این جانبازان زندگی مطلوبی
ندارند و امکان بهره مندی از مواهب جامعه برای فرزندان و خانواده آنها همچون سایر قشرهای
جامعه موجود نیست. بر اساس نتایج به دست آمده
از جمله عوامل تاثیر گذار بر مشکلات این دسته از جانبازان تحصیلات آنهاست که این امر با مشکلات عاطفی و شغلی ـ مالی آنها در ارتباط است.البته به دلیل وضعیت خاص این
دسته از جانبازان شاید تحصیلات آنها در سطح بالاتر ممکن نباشد و یا به دلایلی امکان
این مهم فراهم نباشد به هر حال این تحقیق نشان داد هرچه این گروه از جانبازان سواد
بیشتری داشته باشند از میزان مشکلات آنها کاسته می شود . از جمله دیگر عوامل تاثیر
گذار بر مشکلات آنان سن و شغل آنهاست مسلما چنین جانبازانی که از سنین بالاتری برخوردارند
مشکلات بیشتری دارند چرا که نه تنها امکانات متناسب با آنها در حد پائینی است بلکه
نحوه تعامل با آنها هم از پیچیدگی خاصی برخوردار است. شغل یکی از مولفه های مهم هویت بخشی به فرد است
. تحقیقات دیگر در زمینه آسیبهای اجتماعی بیانگر آن است که هر چه فرد در تعامل با سایر
اعضای جامعه باشد و به نوعی درگیر در تعاملات اجتماعی باشد کمتر احساس انزوا می کند
بنابر این شغل عامل مهمی است که فرد را با جامعه پیوند می زند و برای او تعهداتی ایجاد
می کند که این خود مانعی بر سر راه ورود و
گرایش فرد به آسیب های اجتماعی است . برای
جانبازان اعصاب و روان شغل و یا تعامل با مجموعه ای که در آن زندگی می کند از اهمیت
خاصی برخوردار است و نتایج این تحقیق نشان داد که بین شاغل بودن چنین جانبازانی و میزان مشکلات آنان رابطه معنی داری وجود دارد یعنی هر چه از افراد مورد مطالعه شاغل بودند به
مراتب مشکلات کمتری درباره آنها گزارش شده است بنابر این جوهره انسان در تحرک است و
با حرکت و تحرک از درصد جانبازی کاسته می شود و جانباز هم به شادابی بدن خود دست می
یابد امیدواریم که جامعه با نگاهی تازه به مشکلات جانبازان اعصاب و روان و تعامل صحیح با خانواده هایشان ،آنان را ارج نهد